به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانههای عمومی استان اصفهان، پویش “سربازان قلم” که به منظور تجلیل از مقام شامخ رهبر شهید و شهدای والامقام جنگ رمضان توسط اداره کل کتابخانههای عمومی استان اصفهان آغاز شده بود، با موجی از استقبال گرم و پرشور از تمام نقاط ایران روبرو شد. هنرمندان، نویسندگان، شاعران و فعالان عرصههای فرهنگی و هنری از استانهای مختلف کشور، آثار خلاقانه خود را در قالب دلنوشته، تصویرگری، شعر و سایر فرمهای هنری به دبیرخانه این پویش ارسال کردهاند.

این استقبال گسترده از سراسر کشور، نشاندهنده عمق ارادت و پایبندی جامعه فرهنگی و هنری به آرمانهای شهدا و اهمیت پاسداشت یاد و خاطره آنان است. هنرمندان با قلم و نگاه خلاق خود، روایتگر حماسههای ایثار و مقاومت بودهاند و با این اقدام، پیوند ناگسستنی خود را با ارزشهای دفاع مقدس و شهادت به اثبات رساندهاند.

برای دختران شهید میناب
صبح بود و کلاس آماده
دستتان حرف روی خط میچید
شهر میناب شاد میخندید
خنده را تا به چهرتان میدید
درس امروز ایستادن بود
درس زن بودن و بزرگ شدن
درس میهن، غرور، سربازی
درس با خون حریف گرگ شدن
زنگ تفریح مدرسه پر بود
دورتان هی فرشته میچرخید
نامتان را به شکل تازه نوشت
شده ترکیب واژه ها و شهید
همه شاگرد اولید امروز
جاودانه شدید بی تردید
کارنامه چه زود صادر شد
دخترانم قبول اسفندید...
زهرا آراسته نیا

یادِ دیدار
این روزها، این ساعات، این سرمای سوزان و این غم بیپایان، دائما یادِ آن لحظهای میافتم که دیدمت، نه از دور، نه از مسافتِ اشک، بلکه از نزدیک، با چشمانی که دیگر جز عشق نمی دید.
چقدر نورانی بودی، گویی شمعی در تاریکیِ جهان، که با تنها یک نگاه، آسمانِ دل را میسوزاند.
چه خوش سعادت بودم که یکبار از نزدیک دیدمت، در آن لحظهای که زمان به سکوت گرایید، و دنیا تنها بود برای ما کتابداران.
صدایت، همان صدایی بود که میتوانست در سکوتِ بیپایان، صدای آرامش را بسازد.
قوی، محکم، در عین حال گرم و امیدبخش.
گویی هر حرفی از دهانِ تو، نه فقط گفت، بلکه نوری از امید بود که در دل میتابید.
و اکنون، چقدر تنهاییم؟
چقدر دلم برای لبخندهایت تنگ شده
رسم تو این نبود
تو همیشه بودی در میان ما، همیشه حضورِ داشتی، همیشه مثل کوه استوار
اما حالا، گذشتی، و ما را گذاشتی، و رفتی.
چه آزمون سختی!
آزمونی که دل را میشکند، و چشمهایمان را بارانی.
۳۷ سال درس دادی، گوش کردیم، باگوشهایی که نمیتوانست صدای دل را بشنوند.
حالا دیر شدو این دیر شدن، دل میسوزاند.
زود رفتی!
چه زود گرفتی این نور را، این آرامش را، این امید را!!
روزه بودیم که رفتی در غم تو مگر افطار می شود نه نمی شود.
و حالا،
ما دوباره میخواهیم شمعی را روشن کنیم،
با نورِ تو،
با صدایِ تو،
با آرامشِ تو.
چون یادِ تو، همیشه، در دلِ ما، نورانی میماند.
الهام خلیلیان کارشناس اداری و مالی اداره کتابخانههای عمومی شهرستان فلاورجان

"ایران"
من، طرفدار زندگی هستم
زندگی هرچه تلخ، هرچه سیاه
من نمیمیرم از زرنگیِ خصم
باز میخوانم از ترانهی راه
این سخن های پاره ی تن من
حرف های طلاییِ وطن است
خاک گرمش برای من مادر
نور مِهرش برای من کفن است
میدرخشد شراره ی شوقی
در تمام شکوهِ تاریخش
مینوازد سه تارِ زنده ی عشق
در تمام نقاط تاریکش
داغدارِ همیشگی، ایران
وامدارش تمامِ عشقِ جهان
مینشیند به سوگ، خسته، ولی
باز می ایستد به خطِ زمان
باز فریاد میزند بر ما
سردیِ مرگ بندگی نکنید
هرچه ماتم گرفت خاکم را
نه، مبادا که زندگی نکنید
بر دلم داغِ مردمانی هست
که طلوعِ جهانِ من بودند
مرد، زن، نوجوان و کودک من
همگی قهرمانِ من بودند
هرچه خون ریخت بر زمینم را
سرمه بر چشمِ اسمان بکشید
هرکجا حرفِ نقشِ جانم شد
گربه ای شیر و شادمان بکشید
من طرفدار زندگی هستم
من نمادِ شکوهِ جاویدان
اشیانِ طلاییِ سیمرغ
خطِ زاینده ی زمان، ایران
در رگ و خون و جانِ مردم من
یک تمدن به نام ایران هست
من یکی نیستم هزارانم
گر جهانی نبود... "ایران" هست
مهدیه توکلی افوسی عضو انجمن ادبی چشمه ساران و کتابخانه عمومی امامت شهر افوس شهرستان بوئین میاندشت استان اصفهان

این اثر تقدیم به نوزاد شهید سه روزه جنگ رمضان مجتبی ساجدی
شکافته شد
قلب مادرت وقتی
تن نحیفت را
دیوارها
در آغوش گرفتند قلبت را
کسی چه می داند شاید تو
نقطه ی پایان جنگ
قطعه ی پایان زندگی نکبت بار
شاید اصلا خود زندگی بودی
که نیامده بدرود می گویی
با شلیک موشکهای زبان نفهم
اصلا چه می دانی جنگ چیست؟
زندگی چیست؟
مرگ چیست؟
پرپر می شوی
بی آنکه بخواهی نفس بکشی
می کُشند تو را
دستهایی که مرگ می آفرینند
آفرینندگان مرگ
از جزیره ی اپستین
تا قلب تهران
تا قلب مرا
هدف می گیرند
مغزها را
کاظم رستمی از استان زنجان

تقدیم به سردار دریادار شهید تنگسیری
«اولئک المقربون»
کنار لاله ها ایستاده ای. این همه لاله ی سرخ کنار خلیج فارس؟
و حیرتم فزونی می گیرد در کنار نخلها و ساحل های بیقراری. این همه قرار و آرامش؟ این همه سکینه ی قلب را از کجا آورده ای سردار؟
که جنون جنون می بارد از دریا و آسمان گدازه های آتش و خون و تو همچنان ایستاده ای؟ شنیده بودم درختها ایستاده می میرند،
نه، تو نمرده ای که هنوز زنده ای و نقش تو در دلمان فریاد می زند. فریادهایی از جنس ستمسوزی و بیداد. آه از دل مظلومت و نگاه بیکرانه ات.
که افق ها را درنوردیدی با رشادتت با رزمندگی. در همان سالهای دفاع مقدس. و تو چقدر زنده ای امپراطور دریاها، شاهزاده ی خلیج فارس.
و من چقدر غمگین و افسرده برای نداشتنت، برای ندیدنت. تو را دیده بودم سالها در اوج، در اقتدار، در قاف رادمردی و نستوهی.
تو را شنیده بودم از ماهی ها، از موج ها، از طوفان ها، از لبریز بودن سلحشوری. و رفتی از راه ابرها، و در دل خورشید جا گرفتی، نور شدی، نور.
تو از سلاله ی نور بودی سردار و با آبهای جنوب، با ساحلهای مجنون نشین، با نخلها و شرجی ها، با جاشوها و لنجها، قراری بیقرار داشتی که نماندی. تو راد مردی از هزاران جنگاور ایران زمین بودی و هستی که در مواقع خطر، جان سپر کردی و یک قطره از خلیج و یک وجب از خاکمان را به دشمن دون ندادی. سرافرازانه و خستگی ناپذیر رفتی و تنگه را پاس داشتی.
به احترامت تا قیام قیامت پاس می داریم این آب و خاک را، این همه مرادنگی و ایثار را، این همه جانفدایی شدنتان را. سردار تنگسیری عزیز که گوی سبقت را ربودی و در زمره ی «اولئک المقربون»
جا گرفتی و پیشانی بند یا زهرا گره گشای راه مردانه ات بود. شهادتت مبارک رفیق دریا، همراه طلوع و غروب خلیج فارس. همصدای موجهای خروشان.
ناپیدا در شبهای ظلمانی و طوفانی خلیج. تا ابد نام و یادت در سیطره ی دریاها لرزه می اندازد بر جان دژخیمانی که ما را آزاد و رها نخواستند.
مرگشان باد که چشمان طمع خیز و شرر بارشان فتنه ها در جهان انداخت غافل از اینکه :
«روزی مستضعفان دنیا خلیفه ی واقعی و برحق زمین خواهند شد»
یادت گرامی سردار راهت روشن و نورانی.
راضیه قبادی از استان تهران


تصویرگرمرجان سلیمانی دارانی، عضو کتابخانه عمومی دانشوران شهرستان داران استان اصفهان و مدیرمسئول آموزشگاه هنرهای تجسمی رویش
آثار ارسالی، تنوع موضوعی و سبکی قابل توجهی را به نمایش میگذارند که نشان از عمق تأثیرگذاری شهدا بر جان و اندیشه هنرمندان از هر گوشه این سرزمین دارد. آثار ارسالی، هم در فضای مجازی اداره کل کتابخانههای عمومی استان اصفهان و هم در موکب فرهنگی اهلبیت (ع) به نمایش گذاشته شدهاند. این آثار، تنوع موضوعی و سبکی قابل توجهی را به نمایش میگذارند که نشان از عمق تأثیرگذاری شهدا بر جان و اندیشه هنرمندان از هر گوشه این سرزمین دارد. پویش “سربازان قلم” نه تنها یاد شهدا را زنده نگه میدارد، بلکه الهامبخش نسلهای آینده در پیمودن راه آنان خواهد بود.